Wednesday, April 6, 2011

چوپان رمه را صبورانه به اینجا آورده است






رمه را صبورانه به اینجا آورده... بگذارید عرقش را پاک کند و گلویی تازه کند، بگذارید از ماژلان و کوچک خان بگوید، بانوی بهار در صدای غمگینش می رقصد. موج های دریا در چشم هایش خشکیده و این دانه های شن تحفه دریاست.

Sunday, February 13, 2011

سردی "دی" ماه و"دلو" کابل پر برفوسوز




سردی "دی" ماه و"دلو" کابل پر برفوسوز
دل بسوزاند ز بی گرمای ناداران منم
ای خوشی ! کی باز گردی بر دیار پر زسوز؟
سوز دلسوزان کجا شد گرمی سردان منم

Friday, December 24, 2010

رفتند و رويم، آيند و روند



يا شاه اوليا زدرت دركجاه روم
هستي تو رهنما چكنم دركجا روم
عمرم سرهواوهوس جمله صرف شده
من زاروبينوا چكنم دركجا روم
زان رواق روضه ات اميدعالم است
اي صاحب لوا چكنم دركجا روم